اگر تو داری عقل و دانش و هوش/ بیا بشنو حدیث من و شیرجوش
![]()
بخوانم از برایت داستانی/ که در معنای آن حیران بمانی

ای مهندس عاقل و دانا
/ قصه من و شیر برخوانا
ازقضای فلک یکی پاکت شیر/بودش در یخچال منزل ما
شکمش طبل و سینه چو سپر/شیر گوارا اندرونا
ز رنگ سپیدش به وقت سحر/معده مبارک شد مسرورا 
در پس یخچال نمودم کمین/همچو تشنه که در بیابانا ![]()
ناگهان چنگکی ز جانبم/جست بر پاکت شیرگوارا ![]()
سر برجام برنهادم و نوشیدمش/ همچو آب ،در گلو روانا 
ندایی آمد از جانب شیر/کای مهندس غذا آفرینا! ![]()
بود بر روی من تاریخ تولید/ تا تو نگردی بیمارگویا 
میشنیدم هرآنچه میگفت شیر/ورد میخواند برسر ما ![]()
افتاد ناگه نگهم بر تاریخ/ پریروز در یاد فرخنده بادا ![]()
به ناگه جست و بگرفت حلقم /چون پلنگی شکار کوهانا ![]()
بارالاها که توبه کردم من/ نخورم دگر شیر فاسد را 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امیدوارم خوشتون اومده باشه...ببخشید اگه ایراد نگارشی زیاد داره.جهت خنده ست .همین...
موضوعات مرتبط: طنز و سرگرمی
